تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - خوش خیال کاغذی
 
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ
درباره وبلاگ


بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود
سلام
به وبلاگ من خوش آمدین .
امیدوارم از مطالب وبلاگم استفاده کامل را برده باشید .
دوستان عزیز هر سوالی داشتید می توانید از قسمت نظرات بپرسید جوابتون را می دیم .
راستی اگه به مطلبی بر خوردید که نامناسب و بد در وبلاگ گذاشته شده به خوبی خودتون ببخشید
خوب سرتونو درد نیارم .
پیروز موفق باشید
میثم آبدونی

مدیر وبلاگ : FineXx
نظرسنجی
وبلاگم را چه طور می بینید .؟






یکشنبه 26 خرداد 1392

دستمال کاغذی به اشک گفت:
قطره قطره‌ات طلاست
یک کم از طلای خود حراج می‌کنی؟
عاشقم.. با من ازدواج می‌کنی؟

اشک گفت: ازدواج اشک و دستمال کاغذی!؟
تو چقدر ساده‌ای خوش خیال کاغذی!
توی ازدواج ما، تو مچاله می‌شوی
چرک می‌شوی و تکه‌ای زباله می‌شوی
پس برو و بی‌خیال باش
عاشقی کجاست؟ تو فقط دستمال باش!

دستمال کاغذی، دلش شکست
گوشه‌ای کنار جعبه‌اش نشست
گریه کرد و گریه کرد و گریه کرد
در تن سفید و نازکش دوید خون درد

آخرش، دستمال کاغذی مچاله شد
مثل تکه‌ای زباله شد
او ولی شبیه دیگران نشد
چرک و زشت مثل این و آن نشد

رفت اگرچه توی سطل آشغال
پاک بود و عاشق و زلال
او با تمام دستمال‌های کاغذی فرق داشت
چون که در میان قلب خود دانه‌های اشک کاشت.



نوع مطلب :
برچسب ها : ازدواج، اشک، دستمال کاغذی، عاشق، گریه،
لینک های مرتبط :
نظرات ()
سه شنبه 14 شهریور 1396 09:11 ب.ظ
Hi there, everything is going well here and ofcourse every
one is sharing information, that's genuinely excellent, keep up writing.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





موضوعات
پیوندهای روزانه
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی