تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - خواب آخر
یکشنبه 26 خرداد 1392  11:54 ق.ظ    ویرایش: - -

وقتی که خوابی نیمه شب، تو را نگاه می‌کنم
زیبایی‌ات را با بهار گاه اشتباه می‌کنم

از شرم سر انگشت من پیشانی‌ات تر می‌شود
عطر تنت می‌پیچد و دنیا معطر می‌شود

 گیسوت تابی می‌خورد، می‌لغزد از بازوی تو
از شانه جاری می‌شود چون آبشاری موی تو

چون برگ گل در بسترم می‌گسترانی بوی خود
من را نوازش می‌کنی بر مهربان زانوی خود

آسیمه می‌خیزم ز خواب، تو نیستی اما دگر
ای عشق من بی من کجا؟ تنها نرو من را ببر

من بی تو می‌میرم نرو، من بی تو می‌میرم بمان
با من بمان زین پس دگر هر چه تو می‌گویی همان

در خواب آخر عشق من در برگ گل پیچیدمت
می‌خوابم ای زیباترین در خواب شاید دیدمت

   


نظرات()   

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

تبلیغات ویژه