تبلیغات
Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ - ازدواج خیابانی
یکشنبه 26 خرداد 1392  07:57 ب.ظ    ویرایش: - -


خب مگه چه اشکال داره ؟

آخه ما توی خیابون همدیگه رو دیدیم

به خدا چشمش پاکه

دنبال دختر مردم نمیره

سربه زیره

اولین باری که با هم توی پارک قرار داشتیم ، حسابی تیپ زده بودم . راستش موهام رو هم از اون گیره رنگی های خوشکل زده بودم با یه روسری قرمز .

همون اول حس کردم که خوشش اومد ، چیزی نگفت ولی از نگاهش فهمیدم از مدل موهام خوشش اومده .

 

الان یک سال از ازدواجمون میگذره ، چندوقته خیلی بهش مشکوکم . به حرف زدنش ، تلفن هاش ، موبایلش و ...

دور از من تلفن جواب میده ، موبایلش رو رمزدار کرده . از همه مهم تر ، مثل زمان دوستی مون بهم محبت نمیکنه  ، انگار از چشمش افتادم .

نکنه یه زن دیگه گرفته ؟ نکنه براش تکراری شدم ؟ نکنه دیگه از من خوشش نمیاد ؟ نکنه . . .

دیشب همه چیز رو برام گفت . گفت میخوام طلاقت بدم . وقتی علتش رو پرسیدم خیلی راحت جواب داد : توی محل کارم خانم فلانی ، خیلی از تو خوشکل تره . هم چشم هاش هم اندامش ، تازه رنگ رژلبش رو ندیدی ، حتی مدل موهاش هم از اولین روز دیدارم با تو قشنگتره .

این ها رو که میگفت من فقط اشک میریختم ، راستش کار دیگه ای نمیتونستم بکنم .

الان فقط پشیمونم و دارم عواقب اشتباهاتم رو پس میدم . . .

   


نظرات()   

Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ بنام آنکه خاطرش در خاطرم خاطره بود Ƹ̵̡Ӝ̵̨̄Ʒ

تبلیغات ویژه